فلسفه جنایت جنگی

  • ۲ سال پیش
  • ۹۹۰
  • 0

علی اکبر جناب زاده:

دکترین نظامی ضاحیه به تغییر معادلات دنیای جنگ در غزه 

برای سالیان دراز انسان به دست آوردن مقاصد خود را در گرو جنگ می‌دیده است. در تمام تاریخ بشریت نمی‌توان چند هفته‌ی متوالی را بدون جنگ دید. اما سال ۲۰۰۶ شاهد رقم خوردن فصل جدیدی از کتاب قطور تاریخ جنگ‌های انسانی بود. در این سال انسان متمدن قرن بیست و یکم ایده‌ای جدید در مورد جنگ ارائه داد که سال‌های سال تلاش دانشمندان و صلح‌طلبان را نقش بر آب کرد. در این سال و در حین جنگ لبنان، فرمانده‌ی نیروهای دفاعی شمال اسرائیل (سرزمین‌های اشغالی) یعنی ژنرال گادی آیزنکوت یک استراتژی نظامی جدید را معرفی کرد: دکترین ضاحیه. این استراتژی مجوز عبوری بود از خط قرمزهای اخلاق و عدالت در جنگ. بر اساس این دکترین، ارتش این اجازه را پیدا می‌کرد که به جای شناسایی و نابودی نقاط مشخص که در آن‌ها احتمال وجود دشمن می‌رفت، تمام یک منطقه غیرنظامی را ویران کند تا ضمن کاهش تلفات نیروهای خودی (به خاطر جنگ رو در رو)، تمام جمعیت لبنان به خاطر اعمال (ادعایی) بخشی از جمعیت این کشور یعنی حزب الله مجازات شوند. این دکترین میان نظامی و غیرنظامی تفکیکی قائل نمی‌شد و به جای جنگ تن به تن و زمینی با حملات هوایی و موشکی طرف مقابل را مورد هجوم قرار می‌داد. عده‌ای این دکترین را انقلابی در جنگ مدرن دانستند. در نتیجه‌ی این دکترین بود که فاجعه‌ای انسانی در ضاحیه‌ی لبنان رخ داد.

دکترین ضاحیه معتقد است که باید به صورت عمدی به غیرنظامیان و زیرساخت‌های کشور حمله کرد تا مردم آن کشور که تحت فشار شدید قرار گرفته‌اند، نیروهای مبارز خود را وادار به تسلیم کنند. این استراتژی نظامی از سال ۲۰۰۶ توسط اسرائیل استفاده شده است. در جنگ ۲۰۰۸ همین مسئله در مورد غزه تکرار شد. به وضوح قابل رؤیت است که امروز نیز همین دکترین در غزه در حال اجراست. شمار بسیار زیاد تلفات غیرنظامیان در غزه شاهدی بر این ادعاست. تا ابتدای اوت ۲۰۱۴، نتیجه‌ی به کارگیری استراتژی مذکور ۱۲۰۰ کشته بوده است که در میان آن‌ها ۲۴۱ کودک و ۱۳۰ زن نیز دیده می‌شوند. بر اساس آمارها، بیشتر از ۷۰ درصد کشته شدگان این جنگ غیرنظامیان بوده‌اند. بر اساس اظهارات مقامات اسرائیلی، ویران کردن مکان‌هایی مانند پناهگاه‌های سازمان ملل، مساجد و مراکز اسکان افراد مجروح و از کار افتاده یکی از اهداف اصلی نیروهای اسرائیلی بوده است. اسرائیل می‌گوید چاره‌ای به جز این کار ندارد زیرا نیروهای حماس، خود را در این محل‌ها پنهان کرده‌اند. البته این ادعای اسرائیل جدید نیست. در جنگ غزه نیز بهانه‌ی مشابهی برای حمله به اماکن غیرنظامی این منطقه استفاده شد. پس از این جنگ، سازمان ملل با تشکیل یک گروه حقیقت‌یاب تلاش کرد اتهاماتی که طرفین به یکدیگر وارد کرده‌اند را بررسی کند. در پایان این تحقیقات گزارشی تحت عنوان گزارش گلداستون ارائه گردید. این گزارش هیچ مدرکی دال بر استفاده‌ی حماس از بیمارستان‌ها به عنوان مخفیگاه پیدا نکرده بود. از هیچ آمبولانسی نیز برای انتقال سربازان مجروح یا مقاصد نظامی دیگر استفاده نشده بود. هیچ دلیلی وجود نداشت که حملات اسرائیل به اماکن غیرنظامی را توجیه کند. حتی اگر صحت چنین ادعایی ثابت می‌شد، باز هم دلیل برای چنین اقداماتی نبود. استفاده از غیرنظامیان برای مخفی کردن نیروهای نظامی ـ که ثابت شد اتفاق نیفتاده است ـ یک جنایت جنگی است. اما کشتن آن غیرنظامیان به خاطر این اختفا جنایت بزرگتریست.

واضح است که چنین اقداماتی در راستای عمل به همان دکترین بوده است. امروز نیز جهان شاهد وقوع اتفاقاتی به مراتب فجیع‌تر از جنایت جنگی سال ۲۰۰۸ است. اسرائیل آشکارا از دکترین ضاحیه استفاده می‌کند. دکترینی که مصداق بارز استفاده‌ی مستقیم از « تروریسم دولتی» است.

«تروریسم دولتی» یا «تروریسم از بالا» عموماً به معنی استفاده‌ی نظام‌مند و بین‌المللی از خشونت است که علیه اهداف نظامی یا غیرنظامی صورت می‌گیرد و به دنبال ایجاد دلهره و ترسی در میان مردم است تا برخی اهداف خاص سیاسی را به دست آورد. ایده‌ی تروریسم دولتی تاریخی به بلندای بروز جنگ میان انسان‌ها دارد. اگرچه حقوق بین‌الملل چنین شکلی از تروریسم را به رسمیت شناخته اما در حال حاضر از نظر سیاسی درمورد آن اجماعی وجود ندارد. اصولاً هر یک از کشورها خود را یک موجودیت سیاسی قانونی می‌دانند که ممکن نیست بتوان آن‌ها را تروریست دانست. زیرا تروریست بودن از نظر حقوقی مشخصاتی دارد که کشورها نمی‌توانند از آن‌ برخوردار باشند. مثلاً، گروه تروریست موجودیتی غیرقانونی است در حالیکه یکی از جنبه‌های شناسایی کشورها، قانونی بودن آن‌هاست.

بروس هافمن معتقد است که «تفاوت کیفی بنیادینی میان دو نوع از تروریسم (دولتی و غیردولتی) وجود دارد. قوانین جنگ و هم‌چنین عرف‌هایی که توسط دولت‌ها مورد پیروی قرار می‌گیرند مانع به کارگیری بسیاری از تاکتیک‌های جنگی می‌شوند؛ مثلاً حمایت از گروه تروریستی توسط دولت‌ها ممنوع است.»

در عین حال که یک تفاوت کیفی میان خشونت اسرائیل و خشونت حماس وجود دارد ـ که همان زجری است که دکترین ضاحیه برای فلسطینیان ایجاد می‌کند ـ یک تفاوت کمی نیز میان اقدامات این دو وجود دارد و آن اختلاف فاحش میان قدرت سلاح‌های به کار رفته توسط اسرائیل با ادوات جنگی حماس است. مهم‌تر اینکه وقتی یک کشور عرف‌های بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد و رسماً اعلام می‌کند که هدفش دیگر نیروهای نظامی نیستند بلکه غیرنظامیان را به عنوان هدف حمله مشخص کرده است، آشکارا یک جنایت جنگی رخ داده است.

اما فلسفه‌ی جنایت جنگی چیست؟ شاید بتوان فلسفه‌ی وجود این عنوان مجرمانه و سایر جرائم مربوط به زمان جنگ را  کشاندن پای اخلاق به درون یک عمل غیراخلاقی دانست. یکی از جهات مورد مطالعه‌ی فلسفه‌ی جنگ، اخلاق در جنگ است. این بخش با یک سؤال مهم آغاز می‌شود: آیا جنگ از لحاظ اخلاقی قابل توجیه است؟ (دایره المعارف فلسفه/ فلسفه‌‌ی جنگ) در این بررسی باید میان اخلاق از یک سو و عدالت از سوی دیگر قائل به تفکیک شویم. جنگ یک اقدام جمعی است که در آن نه تنها سؤالات اخلاقی زیادی مطرح می‌شود، بلکه مسائلی عمده در مورد ماهیت جنگجو نیز به میان می‌آید که پاسخ به سؤالات اخلاقی منوط به حل این مسائل است. مثلاً اینکه آیا این اقدام جمعی یا همان جنگ، باعث ایجاد مسئولیت برای تمام ملتی که دولتشان جنگ را آغاز کرده می‌شود؟ یا اینکه تنها مقاماتی که صلاحیت و قدرت اعلام جنگ را دارند مسئولند؟ آیا فقط فرمانده‌ی یک بخش از ارتش مسئول رعایت اخلاق در جنگ است؟ یا اینکه تمام ارتش به عنوان موجودی واحد مسئول حفظ این اخلاق هستند؟ فرمانده‌ی ارتش چه میزان از مسئولیت اعمال خشونت‌آمیز نیروهای تحت فرمان خود را باید بپذیرد؟ یک شهروند عادی یا همان غیرنظامی تا چه حد مسئول جنایت جنگی رخ داده توسط کشور خویش است؟

البته عده‌ای مانند صلح‌طلبان کلاً مخالف این ادعا هستند که می‌توان جنگ یا هرگونه خشونت دیگری را از نظر اخلاقی مجاز دانست. برخی دیگر معتقدند که در شرایطی خاص «شروع جنگ» می‌تواند اخلاقی باشد مثلاً وقتی جنگ به خاطر دفاع از خود باشد. در این میان صلح‌طلبانی نیز وجود دارند که معتقدند اگر جنگ به خاطر حفظ، بازگرداندن یا دفاع از صلح باشد امری اخلاقی خواهد بود. اما مسئله‌ی اخلاقی بودن شروع جنگ با حفظ اخلاق در خلال جنگ تفاوت بسیار دارد. فارغ از دلایل آغاز جنگ و مشروعیت آن، حفظ اخلاق و صیانت از کرامت انسانی از تعهدات اصلی افراد و کشورها در طی دوران جنگ است. این اخلاق ریشه در تاریخ طولانی جنگ‌ها دارد. حقوق جنگ یا همان حقوق بشردوستانه‌ی امروزی نتیجه‌ی سال‌های سال بی‌اخلاقی و ارتکاب به اعمال غیرانسانی در خلال جنگ‌ها بوده است. مهم‌ترین سند موجود در این بخش از حقوق بین‌الملل کنوانسیون‌های چهارگانه‌ی ژنو است که پس از جنگ دوم جهانی و در سال ۱۹۴۹ تصویب شدند. این اسناد اسکلت قانونی حقوق بشردوستانه را می‌سازد.

پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون‌های چهارگانه‌ی ژنو (۱۹۷۷) برای این طراحی شده که از قربانیان مخاصمات مسلحانه‌ی بین‌المللی و غیر بین‌المللی حمایت کند. بخش سوم ماده‌ی ۵۱ قصد دارد غیرنظامیان را از حملات نظامی مصون نگاه دارد مگر آنکه غیرنظامیان نقشی مستقیم در مخاصمه داشته باشند. برای گروه‌هایی مانند زنان (ماده‌ی ۷۶)، کودکان (ماده‌ی ۷۷)، پرسنل پزشکی غیرنظامی (ماده‌ی ۱۵) و روزنامه‌نگاران (ماده‌ی ۷۹) نیز حمایت ویژه‌ای در نظر گرفته شده است. اگرچه اسرائیل به این معاهده ملحق نشده است اما مواد آن امروزه به صورت عرف درآمده و برای همه لازم الاجراست. هیچ کدام از اقدامات اخیر اسرائیل در غزه مطابق با این قوانین نیست. تردیدی وجود ندارد که آنچه در غزه در جریان است چیزی غیر از جنایت جنگی نیست.

پس از جنگ ۲۰۰۸، گزارش گلداستون در بیان وجوه استراتژی نیروهای اسرائیلی اعلام کرد که «ویرانی نامتناسب و خشونت خارج از عرف علیه غیرنظامیان، بخشی از یک سیاست عمدی بوده است». ماده‌ی ۵۱ پروتکل الحاقی کنوانسیون‌های ژنو حمله به نظامیان و غیرنظامیان بدون تفکیک قائل شدن را ممنوع می‌شمارد. اما این اتفاقی است که در غزه در حال وقوع است. دکترین ضاحیه طراحی شد تا با وارد آوردن فشار به مردم عادی و غیرنظامیان، نیروهای نظامی را از پا درآورد. این یک هدف سیاسی است. بنابر آنچه که قبلاً بیان شد، کاملاً واضح است که در غزه تروریسم دولتی در حال وقوع است. برای اجرای کامل دکترین ضاحیه باید تمام یا بخشی از یک ملت را نابود کرد. در سال ۱۹۴۸ سازمان ملل بیانیه‌ای صادر کرد که در آن تعریفی از یک جنایت بزرگ علیه بشریت ارائه شده بود: اقدام جهت نابودی تمام یا بخشی از یک گروه نژادی، قومی، ملی، مذهبی یا ایدئولوژیک. این اقدام یک نام دارد: نسل‌کشی.

امتیاز این مطلب
به این مطلب امتیاز دهید
[مجموع آرای ثبت شده: 6 میانگین امتیاز مطلب: 4.5]
  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.